زين الدين محمود واصفى

20

بدايع الوقايع ( فارسى )

قانونش از هاله كلابهء سيم آوردى ، و حوراى عين از بهر نمونهء گوشهاى آن قانون غنچه‌هاى گلبن روضهء رضوان را به پيش قانون‌تراش بردى ، [ و ] روح الامين اگر نغمهء روح‌افزايش را شنيدى شاخ درخت سدره را از براى ساز وى بريدى و شهپر خود را جهت مضراب پيش وى كشيدى ، بيت : نالهء قانون او كز نرگس جادوش بود * چون ننالد زان همه پيكان كه در پهلوش بود ديگر چكرچنگى مغنيه بود كه هرگاه كه چنگ در كنار گرفتى زهره در بزم فلك ساز خود بر زمين زدى و از آسمان به زمين آمدى و موى گيسوى خود را تار چنگ او ساختى « 1 » ، [ بيت ] : دلبر چنگى كه ساز دلبرى آهنگ ساخت * رشتهء جان من از هم كند و تار چنگ ساخت و سرآمد سازندگان پسر استاد سيد « 2 » احمد غجكى [ بود ] كه گردون جام زرين خورشيد خاورى را از براى طاس غجك او مناسب مىديد ( 6 b ) ، و حور خلد برين گيسوان عنبرين خود را از براى تار كمانچهء غجك پيش « 3 » او مىكشيد ؛ و عالىحضرت ولايت‌منقبت حقيقت‌مآبى مولانا نور الدين عبد الرحمان جامى قدس اللّه السره السامى از براى او غزلى فرموده‌اند كه مطلعش اين است ، بيت : صداى آن غجكم كشت [ و ] حسن آن غجكى * كه شور مجلس عشاق شد ز پرنمكى و محب على « 4 » بلبانى جوانى بود كه سابقا امام الزمان و خليفة الرحمان

--> ( 1 ) - B ، ساير نسخ : و از آسمان به زمين آمده موى گيسوى خود را بريده تار چنگ او ساختى . ( 2 ) - A : ندارد . ( 3 ) - A : ندارد . ( 4 ) - A : ندارد .